بررسی سینتیک تشکیل هیدرات مخلوط گازی پالایشگاه گاز و گاز مایع 1300
صفحه 1-9
محسن جنانی، علی برسلانی، علیرضا عظیمی، مصطفی نریمانی، رسول رزمی
چکیده چکیده
موضوع تحقیق: یکی از مشکلات معمول در خطوط انتقال گاز طبیعی گرفتگی و ایجاد افت فشار در لولههای انتقال گاز به علت تشکیل هیدراتهای گازی است. هیدراتهای گازی، ترکیبات بلوری پایداری هستند که از تماس مولکولهای آب با برخی از مولکولهای گازی با اندازه مناسب و تحت شرایط ترمودینامیکی مناسب (دمای پایین و فشار بالا) تشکیل میشوند. این ترکیبات از دو دیدگاه ترمودینامیکی و سینتیکی مطالعه میشوند. با وجود مطالعات فراوانی که در بخش ترمودینامیکی هیدرات صورت گرفته، سینتیک هیدراتها نیازمند بررسیهای بیشتری است.
روش تحقیق: بدین منظور برای تعیین شرایط تعادلی هیدرات گاز طبیعی، 5 آزمایش مختلف با نمونه گاز طبیعی پالایشگاه گاز و گازمایع 1300 در محدوده دمایی 285/5، 281/5، 276/21 ، 275/59، 273/92 کلوین(K) و فشار 41/1 ،28/2، 18/84 ، 13/4 ، 11/5بار(bar) در راکتوری به روش حجم ثابت انجام شد.
نتایج اصلی: بر اساس دادههای آزمایشگاهی، ضریب انتقال جرم بهترتیب برابر 0/243، 0/159، 0/153، 0/094، 0/131 متر بر ثانیه و همچنین ضریب نفوذ مولکولی برابر
10-9×(4/516) , 10-9×(4/785 ), 10-9×( 1/175 ),10-9×( 847/ 2 ), 10-9× (1/147), مترمربع بر ثانیه بهدست آمد. این نتایج نشان میدهد که با افزایش دمای راکتور)فشار ثابت)، ضریب انتقال جرم کاهش و ضریب نفوذ مولکولی افزایش یافته است، همچنین با افزایش فشار(دما ثابت)، ضریب انتقال جرم افزایش و ضریب نفوذ مولکولی کاهش یافته است که این مقادیر با معادلات تجربی همخوانی دارد. تحلیل آماری نتایج نشان داد که عامل فشار راکتور اثر بیشتری نسبت به دما بر روی ضریب انتقال جرم دارد. همچنین با بررسی آماری مشاهده شد که دما عامل مؤثرتری بر ضریب نفوذ مولکولی (DAB) گاز طبیعی در آب است.
مروری بر عملکرد مواد فعال سطحی پلیمری در فرایند ازدیاد برداشت نفت
صفحه 10-25
ثنا شفیعی، محمد حسین شعبانی، آرزو جعفری، زهرا فخروئیان
چکیده موضوع تحقیق: پس از اجرای فرایندهای بازیافت اولیه و ثانویه در مخازن نفت، استفاده از روشهای ازدیاد برداشت (EOR) بهمنظور افزایش ضریب بازیافت اهمیت مییابد. یکی از مهمترین زیرشاخههای EOR، ازدیاد برداشت با استفاده از مواد شیمیایی (CEOR) است که شامل روشهای تثبیتشدهای مانند سیلابزنی با پلیمر، ترکیب پلیمر-مواد فعال سطحی، پلیمر- نانوذرات و سامانههای سهگانه پلیمر، مواد فعال سطحی و قلیا است. با وجود اثربخشی این روشها، چالشهایی نظیر هزینههای بالا، پیچیدگیهای فنی و زیستمحیطی، مانع استفاده گسترده آنها شده است. در این میان، مواد فعال سطحی پلیمری بهعنوان روشی نوین با قابلیت ترکیب همزمان دو سازوکار افزایش گرانروی و کاهش کشش بین سطحی (IFT)، توجه پژوهشگران را به خود جلب کردهاند.
روش تحقیق: در این مطالعه، با مروری تحلیلی بر پژوهشهای اخیر انجامشده در زمینه کاربرد مواد فعال سطحی پلیمری در فرایند ازدیاد برداشت نفت، عملکرد این ترکیبات از جنبههای مختلف مورد ارزیابی قرار گرفت. عواملی نظیر تغییرات گرانروی، کاهش کشش بین سطحی و اثرگذاری بر ترشوندگی سنگ مخزن بهعنوان سازوکارهای اصلی بررسی شدند. همچنین، چالشهای مربوط به سنتز این مواد، هزینههای مرتبط و پراکندگی دادههای میدانی موجود نیز در تحلیلها لحاظ شد.
نتایج اصلی: بررسیها نشان میدهد که مواد سطحی پلیمری در اکثر شرایط میتوانند ضریب بازیافت نفت را بهبود بخشند. بااینحال، محدودیتهایی از جمله فرایندهای پیچیده تولید، هزینههای بالا و نبود دادههای جامع و میدانی، کاربرد آنها را در مقیاس وسیع محدود کرده است. این مطالعه ضمن جمعبندی یافتههای پیشین، مسیرهایی برای تحقیقات آینده از جمله بهینهسازی فرمولبندی، کاهش هزینههای تولید و انجام آزمایشهای میدانی گستردهتر بهمنظور ارزیابی عملکرد واقعی این ترکیبات پیشنهاد میدهد.
تبدیل الیاف قدیمی به کامپوزیتهای پلیمری پیشرفته
صفحه 26-31
سبحان صادقی، هلما وکیلی
چکیده موضوع تحقیق: در این پژوهش، راهکاری نوین برای احیای پارچههای قدیمی کولار و بازآفرینی آنها برای استفاده مجدد در ساخت قطعات پیشرفته کامپوزیتی پلیمری ارائه شده است. کولار بهعنوان لیف پلیمری با استحکام کششی بالا و مقاومت چشمگیر در برابر ضربه و حرارت، در صنایع مختلف از جمله خودروسازی، هوافضا و ساخت تجهیزات حفاظتی بهکار میرود. این تقویتکننده بهتنهایی پیوند مناسبی با رزینهای پلیمری بهدست نمیدهد و برای ایجاد پیوند قوی از سازگارکننده استفاده میشود که دارای عمری مفید بوده، خواص فیزیکی و مکانیکی آن به مرور زمان بهعلت تأثیرات محیطی مانند رطوبت، پرتو فرابنفش و دمای بالا تضعیف میشود.
روش تحقیق: در این پژوهش از بین روشهای حرارتی، مکانیکی، شیمیایی، پلاسمایی، نانوذرات و لایهنشانی برای احیای پارچههای کولار تاریخگذشته، روش شیمیایی انتخاب شد. برای این منظور، در ابتدا سه نمونه پارچه تاریخگذشته انتخاب و در نهایت، خواص کششی سه نمونه از پارچههای احیاشده با احیانشده طبق استاندارد ASTM D638 مقایسه شد.
نتایج اصلی: نتایج نشان داد که پارچه احیاشده به روش شیمیایی، حدود11.3% استحکام کششی بیشتری نسبت به پارچههای احیانشده داشته و فرایند احیای شیمیایی تأثیر مثبتی در بهبود خواص مکانیکی الیاف تاریخگذشته کولار داشته است. این دستاورد، راه را برای بهرهبرداری مجدد از الیاف تاریخگذشته در ساختارهای پیشرفته هموار میکند و نشان میدهد که فرایند احیای شیمیایی نهتنها موجب افزایش استحکام مکانیکی مواد میشود، بلکه میتواند تأثیرات مثبتی بر دوام و پایداری آنها در برابر عوامل محیطی داشته باشد. بهعلاوه، این تحقیق با ارائه روشی اقتصادی و زیستمحیطی برای احیای الیاف تاریخگذشته، زمینهای برای کاهش ضایعات صنعتی و استفاده مجدد از مواد پلیمری فراهم میکند.
بررسی نقش ساختاری و کاتالیزوری CeO2 و ZrO2 در بهبود عملکرد کاتالیزورهای مبتنی بر چارچوبهای فلزی-آلی (MOF) در فرایند هیدروژندارکردن CO2 به متانول
صفحه 32-41
مهدی پورمند، علی حق طلب
چکیده موضوع تحقیق: کاتالیزورهای چندجزئی مبتنی بر چارچوبهای فلزی-آلی ZIF-8 با افزودنیهای مختلف مانند اکسیدسریم (CeO2) و اکسیدزیرکونیوم (ZrO2) بهصورت متمایز توسعه داده شدهاند تا نقش اکسیدهای فلزی در ترکیب با چارچوبهای فلزی-آلی در تبدیل CO2 به متانول مورد بررسی قرار گیرد. هدف از این تحقیق بررسی نحوه تعامل این اکسیدهای فلزی با ZIF-8 و تأثیر آنها در بهبود عملکرد کاتالیزوری برای تبدیل کارآمد CO2 به متانول است، که این فرایند بهویژه در کاهش گازهای گلخانهای CO2 و تولید سوختهای تجدیدپذیر از اهمیت بالایی برخوردار است.
روش تحقیق: ویژگیهای ساختاری، فیزیکی و شیمیایی کاتالیزورهای سنتزشده با استفاده از مجموعهای از فنون پیشرفته مانند XRD، FT-IR، BET، SEM، TGA، TPR و H2/CO2 TPD بهدقت مورد تحلیل قرار گرفت. برخلاف بسیاری از مطالعات پیشین که بر تأثیر یک نوع اکسید تمرکز داشتند، این کار تأثیر مقایسهای دو اکسید کلیدی را در نمونههای متمایز و پایه کاتالیزوری یکسان با توجه به فنون پیشرفته یادشده آشکار کرده است. اکسیدسریم (CeO2) نقش کلیدی در سامانه کاتالیزوری ایفا میکند، زیرا مکانهای بازی قوی ایجاد میکند که برای فعالسازی CO2 ضروری هستند. همچنین، اکسیدسریم به تشکیل حالات اکسایش مختلف (Ce3+ وCe4+ ) کمک میکند که باعث افزایش قابلیت کاهش کاتالیزور و افزایش سطح ویژه آن میشود. در همین حال، اکسیدزیرکونیوم (ZrO2) بهطور قابلتوجهی پراکندگی مکانهای فعال در ساختار کاتالیزور را بهبود میبخشد، که منجر به افزایش تعداد مکانهای فعال در دسترس برای فرایند هیدروژندار کردن CO2 میشود. علاوه بر این، عملیات حرارتی کنترلشده برای بهبود تشکیل و توزیع این مکانهای فعال اعمال شد که در نهایت منجر به بهبود عملکرد کاتالیزوری کلی شد.
نتایج اصلی: حضور اکسیدسریم با ایجاد مکانهای بازی فعالتر و فراوانتر باعث بهبود تبدیل CO2 به متانول میشود. از طرف دیگر، اکسیدزیرکونیوم با بهبود پراکندگی مکانهای فعال در سطح کاتالیزور، باعث افزایش گزینشپذیری متانول میشود. این دو اکسید فلزی نقش مکملی در بهبود کارایی و گزینشپذیری کاتالیزورهای مبتنی بر ZIF-8 در هیدروژندارکردن CO2 به متانول دارند. اثر همافزایی این اکسیدها باعث میشود که کاتالیزور مؤثرتر عمل کند و فرایند تبدیل CO2 بهطور کارآمدتری انجام شود.
استفاده همزمان از پلی(لاکتیکاسید)، نرمکنندههای زیستی و سازگارکننده، روشی مؤثر برای تهیهی نمونههای پلی (وینیلکلرید) با خواص مکانیکی و زیستتخریبپذیری بهبودیافته
صفحه 42-50
علیرضا عزیزی، محمدجواد مهدوی، محسن محمدی، رضا آقازاده
چکیده موضوع تحقیق: پلی (وینیلکلرید) (PVC, poly (vinyl chloride))، غیرزیستتخریبپذیر است و استفاده از نرمکنندههای متداول در فرمولبندی آن بهویژه فتالاتها نگرانیهای قابلتوجهی از نظر سلامت انسان و آلودگی محیطی ایجاد کرده است. در این پژوهش، ترکیبهای مختلف PVCو پلی (لاکتیکاسید) (PLA, poly (lactic acid)) با نسبتهای متفاوت در مخلوطکن داخلی تهیه شد و اثر میزان پلی (لاکتیکاسید) و همچنین تأثیر انواع نرمکنندهها شامل دیاکتیلفتالات (DOP, dioctyl phthalate)، دیاکتیلآدیپات (DOA, dioctyl adipate)، روغن سویای اپوکسید شده (ESO, epoxidized soybean oil) و واکس کلره(Chlorinated paraffin wax) بر خواص مکانیکی و زیستتخریبپذیری PVCبررسی شد. علاوه بر این، نقش سازگارکننده در بهبود توزیع فازPLA و افزایش سازگاری بین پلیمرها ارزیابی شد.
روش تحقیق: برای مطالعه رفتار مکانیکی، آزمون کشش (Tensile) و آزمون تحلیل دینامیکی (DMTA, dynamic mechanical thermal analysis) و تصویربرداری میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM, scanning electron microscopy) برای بررسی مورفولوژی و توزیعPLA انجام شد. همچنین، آزمون زیستتخریبپذیری برای تحلیل رفتار تخریب نمونهها در محیط انجام شد.
نتایج اصلی: نتایج نشان داد که ترکیب PVC/PLA(90/10)-DOP دارای توزیع مناسب فاز PLA در ماتریس PVC است، درحالیکه در ترکیب PVC/PLA(80/20)-DOP توزیع نامناسب PLA در PVC مشاهده شد. افزودن سازگارکننده در نمونه PVC/PLA(80/20)-DOP موجب افزایش یکنواختی توزیع فاز PLA و بهبود استحکام کششی شد. نمونههای دارای PLA بیشتر، رفتار زیستتخریبپذیری بهتری نشان دادند که بیانگر نقش PLA بهعنوان عامل افزایشدهنده تجزیهپذیری است. مقایسه انواع نرمکنندهها نشان داد که برخی از نرمکنندههایی که در این پژوهش استفاده شده است، خواصی مشابه نرمکننده DOP دارند و میتوانند جایگزین مناسبی برای آن باشند. نتایج حاکی از آن است که استفاده همزمان از PLA و نرمکنندههای مناسب مانند ESO و نیز بهکارگیری سازگارکننده، روشی مؤثر برای تولید نمونههای PVC با خواص مکانیکی و زیستتخریبپذیری بهبودیافته است.
