نشریه پژوهش های کاربردی مهندسی شیمی - پلیمر یکی از نشریات انتشارات دانشگاه تربیت مدرس است که تحت مسئولیت علمی سردبیر و هیات تحریریه منتشر می شود. نشریه پژوهشهای کاربردی در مهندسی شیمی و پلیمر مدرس فصلنامهای است علمی- پژوهشی که با هدف گسترش دستاوردهای پژوهشی در توسعه صنایع شیمیایی ایران به چاپ مقالات کاربردی مرتبط مبادرت میورزد. به علاوه این نشریه بینرشتهای به منظور همافزایی در میان تخصصهای مختلف مهندسی شیمی مانند فرآیندهای مهندسی شیمی و پتروشیمی، صنایع شیمی معدنی، زیست فناوری، جداسازی، ترمودینامیک و بخصوص مهندسی پلیمر منتشر میشود. نکته قابل توجه در این نشریه، همکاری نزدیک بین دانشگاه تربیت مدرس، انجمن مهندسی شیمی و انجمن علوم و مهندسی پلیمر است که برای اولین بار در ایران سه شخصیت حقوقی علمی را گردهم آورده تا از تنوع تخصصها و توانایی های آنها در جهت کاربردی نمودن پژوهش در صنایع مرتبط بهره گیرد. علاوه بر مقالات پژوهشی- کاربردی، این نشریه از نامه به سردبیر و مقالات مروری نیز استقبال میکند.
اطلاعیه
مولفین گرامی با سلام، به اطلاع می رساند نشریه پژوهش های کاربردی مهندسی شیمی-پلیمر، مبلغ ۶۰۰۰۰۰۰ ریال (معادل ۶۰۰ هزار تومان) برای صدور پذیرش و چاپ مقالات هزینه دریافت میکند. پرداخت هزینه در سایت نشریه و به صورت خودکار از طریق اتصال به درگاه واریز (قبل از صدور پذیرش) انجام خواهد شد. خواهشمند است تصویر فیش واریزی را به ایمیل نشریه(e.dehghani@modares.ac.ir) ارسال فرمایید.
چکیده موضوع تحقیق: تصفیه پسابهای نفتی برای جلوگیری از آسیبهای زیستمحیطی و رعایت مقررات ضروری است. فرایندهای غشایی بهدلیل کارایی، مصرف کم انرژی و توانایی مدیریت موثر امولسیونهای پیچیده برای این کار ایدهآل هستند. روش تحقیق: در این تحقیق، هدف اصلی استفاده از فرایند جداسازی غشایی اولترافیلتراسیون برای تصفیه پسابهای حاوی ترکیبات نفتی (مانند گازوئیل) است. بدین منظور غشاهای آمیزهای پلیاترسولفون/پلیاترسولفون سولفونه (PES/SPES) با ترکیب درصدهای مختلف از SPES با روش جدایش فازی با استفاده از غیرحلال ساخته شد. تأثیر بارگذاری SPES بر مورفولوژی غشا، زبری سطح غشا، آبدوستی سطح، مقاومت مکانیکی، تخلخل و شار آب و پساب غشا با استفاده از آزمونهای میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، میکروسکوپ نیروی اتمی (AFM)، اندازهگیری زاویهی تماس آب، آزمون مقاومت مکانیکی و آزمونهای عملکردی فیلتراسیون بررسی شد. نتایج اصلی: مشاهده شد که افزودن SPES به PES و افزایش بارگذاری آن منجر به تشکیل درشتحفرهها در مقطع غشا، افزایش زبری سطحی، افزایش آبدوستی سطح، افزایش تخلخل، بهبود شار آب و پساب غشاها و افزایش نسبت بازیابی شار آب خالص شده است. با این حال، این مزایا با کاهش مقاومت مکانیکی و افزایش فشردگی غشا همراه بود. در میان غشاهای آمادهشده، غشای آمیزهای PES/SPES با نسبت وزنی 40/60 بهترین عملکرد را با دستیابی به شار پساب نهایی L/m2·h 78/34 در مقایسه غشای PES خالص با شار پساب نهایی L/m2·h 35/11 داشت. غشای آمیزهای PES/SPES با نسبت وزنی 60/40 بیشترین زبری سطحی، آبدوستی سطح و نسبت بازیابی شار را داشت. بهطورقابلتوجهی تمامی غشاهای ساختهشده در این تحقیق کارایی پسزنی بالای 99 درصد را برای امولسیون آب-گازوئیل داشتند که برای کاربردهای عملی و صنعتی قابل توجه است.
چکیده موضوع تحقیق:در دهههای اخیر، تزریق آب و گاز در بهبود بازیافت نفت مورد توجه زیادی بوده است، اما برخی از مهندسان معتقدند که روشهای جایگزین بهتری میتوانند نقش محوری در این زمینه ایفا کنند. استفاده از موادی مانند سورفکتانتها بهعنوان روشی نوآورانه در نظر گرفته میشود که تأثیر قابلتوجهی بر بخش نفتی گذاشته است؛ با این حال، تولید در مقیاس بزرگ چنین موادی از نظر مالی بسیار گران است. علاوه بر این ساخت این مواد منجر به تولید پسماندهای سمی و خطرناکی میشود که میتوانند تهدیدهای مختلفی را برای سلامت انسان و محیط زیست ایجاد کنند و در نهایت منجر به آلودگی گسترده و غیرقابلجبران میشوند. استفاده از سورفکتانتهای طبیعی بهعنوان راهحلی مناسب با کارایی نسبتاً بالایی ظاهر میشوند. این سورفکتانتهای طبیعی از برگ گیاهان بومی استخراج میشوند که میتوانند بهعنوان روشی مقرونبهصرفه استفاده شوند. همچنین، این مواد زیستتخریبپذیر هستند و تهدیدی برای سلامت انسان و محیط زیست ایجاد نمیکنند.
روش تحقیق:ترکیب این سورفکتانتهای طبیعی در آزمایشهای مرتبط با نفت، نتایج رضایتبخشی را به همراه داشته است که اثربخشی آنها را در کاهش کشش سطحی بین آب – نفت و اصلاح گرانروی نفت خام نشان میدهد.در این پژوهش برهمکنش میان سورفکتانتها با پایینترین غلظت یونهای دوظرفیتی مورد بررسی قرار گرفت. یکی از فرایندهای آزمایش، تزریق این محلولها در یک میکرومدل بود که در ادامه مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج اصلی:ترکیب این نوع سورفکتانتها در کنار یونهای دوظرفیتی با نفت خام، کشش بینسطحی را بهطور قابلتوجهی کاهش داد. نکته قابل توجه این است که ترکیب عصاره برگ توت با یون کلسیم کشش بینسطحی نفت خام را به عدد 6/15 میلینیوتن بر متر کاهش داد، درحالیکه برگ نارنج با یون سولفات آن را به عدد 6/13 میلینیوتن بر متر رساند. همچنین در بسیاری از موارد آزمونهای گرانروی، کاهش گرانروی نفت خام مشاهده شد. ترکیب یون کلسیم با عصاره برگ توت منجر به بازیابی حدود %41 نفت شد، درحالیکه یون سولفات با برگ نارنج منجر به %50 بازیابی نهایی شد.
چکیده موضوع تحقیق:در پژوهش حاضر نانوذرات Fe3O4@SiO2عاملدارشده با مولکولهای دندریمر پلیمر به روش اشتوبر سنتز شدند. نانوساختار سنتزشده بهعنوان ترکیب شناساگر در ساختار الکترود خمیر کربن برای پایش یونهای مس از محلولهای آبی و نمونه حقیقی آببرج خنککن نیروگاه حرارتی مورد استفاده قرار گرفت. از کاربردهای اصلی این حسگر میتوان بهعنوان روش پایش وضعیت کلیدی برای سنجش یونهای مس در برجهای خنککن صنایع اشاره کرد. روش تحقیق:شیمی سطح، اندازه ذرات و مورفولوژی نانوذرات سنتزی با بهکارگیری آزمونهای میکروسکوپ الکترونی عبوری، میکروسکوپ الکترونی روبشی، پراش اشعه ایکس، طیفسنجی فروسرخ تبدیل فوریه، مغناطیسسنج نمونه مرتعش، آزمون توزین حرارتی و پراش انرژی اشعه ایکس مورد ارزیابی قرار گرفتند. بهمنظور بهینهسازی عملکرد حسگر پایش یونهای مس پارامترهایی از قبیل درصد گرافیت، پارافین، و ترکیب شناساگر مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج اصلی:بالاترین پاسخ حسگر در75% گرافیت، 20% پارافین و 5% درصد نانوساختار حاصل شد. رفتار یون مس با استفاده روش ولتامتری چرخهای مورد بررسی قرار گرفت و قله اکسایش در ناحیه V 0/2 برای اکسایش مس بهدست آمد. حسگر بهدستآمده دارای حد تشخیص M 10-5و دامنه خطیmM 0/1-1 در روش ولتامتری پالس تفاضلی است. حسگر پیشنهادی قابلیت کاربرد در نمونههای پیچیده حقیقی نظیر آب برج خنککن نیروگاهها را دارد که نتایج این روش در تطابق با روش مرجع جذب اتمی است. روش پیشنهادی قادر است یونهای مس را در نمونه آب برج خنککن با دقت و صحت بسیار بالا سنجش کند..
چکیده موضوع تحقیق:فرمولبندی جوهرهای جوهرافشان تصعیدی مبتنی بر رنگزاهای پراکنده، نیازمند کنترل دقیق پایداری پراکنه و رفتار رئولوژیکی برای دستیابی به کیفیت چاپ پایدار و سازگاری با سامانه چاپگر است. یکی از چالشهای اساسی در این زمینه، ایجاد تعادل مناسب میان پراکنشیارهای پلیمری و سطحفعالها با وزن مولکولی پایین است تا از تهنشینی ذرات، نوسانات گرانروی و تغییرات کشش سطحی جلوگیری شود. این پژوهش با هدف بررسی نقش غلظت سطحفعال غیریونی بر ویژگیهای فیزیکی، پایداری پراکنه و رفتار رئولوژیکی رنگزای پراکنده آبی ۳۵۹ در فرمولبندیهای جوهرهای جوهرافشان تصعیدی آبپایه انجام شد. روش تحقیق:افشردههای رنگزا با استفاده از دستگاه آسیاب خمرهای در حضور پراکنشیار پلیمری، گلیسیرین و آب یونزدوده تهیه شدند. غلظت سطحفعال غیریونی در محدودهی ۰ تا 7/1 درصد وزنی تنظیم شد. نمونههای حاصلشده با استفاده از طیفسنجی UV-vis برای تعیین قدرت رنگی، روش پراکندگی نور پویا برای اندازه ذرات، روش Wilhelmy برای کشش سطحی، و رئومتر چرخشی برای بررسی رفتار رئولوژیکی مورد ارزیابی قرار گرفتند. همچنین پایداری پراکنه با آزمون کدورت در بازههای زمانی مختلف بررسی شد. نتایج اصلی:نتایج نشان داد حضور همزمان سطحفعال غیریونی و پراکنشیار پلیمری موجب بهبود قابلتوجه در پایداری و جریانپذیری سامانه میشود به شکلی که نمونهی با غلظت بهینهی سطحفعال، نوسان کدورت کمتر از NTU30 و گرانروی کمتر از cp8/5 دارد و نمونهی عاری از سطحفعال بیش از NTU500 کاهش کدورت را طی زمان آزمون تجربه کرد و گرانروی بیش از cp17نیز دارد. در غلظت بهینهی حدود 3/6 درصد وزنی از سطح فعال، اندازه ذرات به کمینه مقدار و قدرت رنگی به بیشینه مقدار خود رسید و پایداری پراکنه نیز بیشینه شد. در مقابل، مقادیر بسیار بالا یا پایینتر از این مقدار، سبب رشد تجمعی ذرات، افزایش کدورت و کاهش کیفیت چاپ شد. این یافتهها نشان میدهد که تنظیم دقیق نسبت سطحفعال به پراکنشیار، برای طراحی جوهرهای جوهرافشان تصعیدی با خواص نوری و رئولوژیکی مطلوب، اهمیت اساسی دارد.
چکیده کاهش منابع انرژی فسیلی و انتشار گازهای گلخانهای از مهمترین عوامل توجه به انرژیهای تجدیدپذیر است. ذخیرهسازی هیدروژن بهعنوان حامل انرژی، یکی از روشهای امیدبخش برای بهرهبرداری پایدار از این منابع محسوب میشود. در فرایند ذخیرهسازی زیرزمینی هیدروژن، بخشی از گاز بهدلیل عدم تأمین فشار موردنیاز تولید نمیشود و بهعنوان گاز پایه باقی میماند. بهمنظور کاهش اتلاف هیدروژن، پیشنهاد میشود از گازهای ارزانتر مانند متان، نیتروژن یا دیاکسیدکربن بهعنوان گاز پایه جایگزین استفاده شود. این مطالعه به بررسی جامع انواع گازهای پایه و عوامل مؤثر بر ذخیرهسازی هیدروژن در حضور گاز پایه میپردازد، تا راهکاری برای بهینهسازی این فرایند ارائه شود. در این پژوهش ابتدا بیش از 300 مقاله علمی جمعآوری و بررسی شد. از این میان، 80 مقاله بهعنوان مقالات اصلی انتخاب شدند که مرتبط با ذخیرهسازی زیرزمینی گاز هیدروژن و دیگر گازها در حضور گاز پایه بودند و 82 مقاله دیگر نیز بهعنوان منابع تکمیلکننده مورد ارزیابی قرار گرفتند. مقالات اصلی در سه دسته شامل تأثیر خواص گاز پایه، تأثیر خواص مخزن و تأثیر عوامل عملیاتی طبقهبندی شدند. سپس محتوای این مقالات پس از ارزیابی دقیق، بهصورت خلاصه و منسجم ارائه شد تا مبنایی جامع برای تحلیل فرایند ذخیرهسازی گاز هیدروژن در حضور گاز پایه فراهم شود. نتایج بهدستآمده نشان داد که استفاده از گازهای متان، نیتروژن و دیاکسیدکربن بهعنوان گاز پایه میتواند تا حد بسیار زیادی با کاهش هیدروژن بهدامافتاده درون مخزن، به مباحث اقتصادی پروژههای ذخیرهسازی زیرزمینی گاز هیدروژن کمک کنند. چگالی و گرانروی گاز پایه نقش مهمی در ذخیرهسازی زیرزمینی هیدروژن دارند. گاز نیتروژن بهدلیل خواص فیزیکی مطلوب، گزینهای برتر برای تزریق است، زیرا خطر وقوع پدیدههایی مانند جدایش ثقلی و انگشتیشدن را کاهش میدهد. در مقابل، گاز دیاکسیدکربن بهدلیل انحلال در آب سازند و تراکمپذیری بالا، نیازمند تزریق حجم بیشتری برای رسیدن به فشار مطلوب مخزن است. علاوه بر این، کاهش فشار و افزایش دما، تخلخل و تراوایی منجر به کاهش خلوص هیدروژن میشود. همچنین، شبیهسازیها نشان میدهند که تزریق گاز پایه مناسب و افزایش ضریب تخلیهی مخزن پیش از شروع ذخیرهسازی گاز هیدروژن میتواند به افزایش خلوص و بازیافت هیدروژن کمک کند.کاهش منابع انرژی فسیلی و انتشار گازهای گلخانهای از مهمترین عوامل توجه به انرژیهای تجدیدپذیر است. ذخیرهسازی هیدروژن بهعنوان حامل انرژی، یکی از روشهای امیدبخش برای بهرهبرداری پایدار از این منابع محسوب میشود. در فرایند ذخیرهسازی زیرزمینی هیدروژن، بخشی از گاز بهدلیل عدم تأمین فشار موردنیاز تولید نمیشود و بهعنوان گاز پایه باقی میماند. بهمنظور کاهش اتلاف هیدروژن، پیشنهاد میشود از گازهای ارزانتر مانند متان، نیتروژن یا دیاکسیدکربن بهعنوان گاز پایه جایگزین استفاده شود. این مطالعه به بررسی جامع انواع گازهای پایه و عوامل مؤثر بر ذخیرهسازی هیدروژن در حضور گاز پایه میپردازد، تا راهکاری برای بهینهسازی این فرایند ارائه شود. در این پژوهش ابتدا بیش از 300 مقاله علمی جمعآوری و بررسی شد. از این میان، 80 مقاله بهعنوان مقالات اصلی انتخاب شدند که مرتبط با ذخیرهسازی زیرزمینی گاز هیدروژن و دیگر گازها در حضور گاز پایه بودند و 82 مقاله دیگر نیز بهعنوان منابع تکمیلکننده مورد ارزیابی قرار گرفتند. مقالات اصلی در سه دسته شامل تأثیر خواص گاز پایه، تأثیر خواص مخزن و تأثیر عوامل عملیاتی طبقهبندی شدند. سپس محتوای این مقالات پس از ارزیابی دقیق، بهصورت خلاصه و منسجم ارائه شد تا مبنایی جامع برای تحلیل فرایند ذخیرهسازی گاز هیدروژن در حضور گاز پایه فراهم شود. نتایج بهدستآمده نشان داد که استفاده از گازهای متان، نیتروژن و دیاکسیدکربن بهعنوان گاز پایه میتواند تا حد بسیار زیادی با کاهش هیدروژن بهدامافتاده درون مخزن، به مباحث اقتصادی پروژههای ذخیرهسازی زیرزمینی گاز هیدروژن کمک کنند. چگالی و گرانروی گاز پایه نقش مهمی در ذخیرهسازی زیرزمینی هیدروژن دارند. گاز نیتروژن بهدلیل خواص فیزیکی مطلوب، گزینهای برتر برای تزریق است، زیرا خطر وقوع پدیدههایی مانند جدایش ثقلی و انگشتیشدن را کاهش میدهد. در مقابل، گاز دیاکسیدکربن بهدلیل انحلال در آب سازند و تراکمپذیری بالا، نیازمند تزریق حجم بیشتری برای رسیدن به فشار مطلوب مخزن است. علاوه بر این، کاهش فشار و افزایش دما، تخلخل و تراوایی منجر به کاهش خلوص هیدروژن میشود. همچنین، شبیهسازیها نشان میدهند که تزریق گاز پایه مناسب و افزایش ضریب تخلیهی مخزن پیش از شروع ذخیرهسازی گاز هیدروژن میتواند به افزایش خلوص و بازیافت هیدروژن کمک کند.
چکیده چکیده موضوع تحقیق: فروشویی زیستی لیتیوم بهعنوان رویکردی نوآورانه و پایدار برای استخراج این فلز ارزشمند از منابع جامد، شامل کانیهای معدنی، باتریهای مستعمل یونلیتیومی و سایر پسماندهای الکترونیکی، مورد توجه قرار گرفته است. افزایش تقاضای جهانی برای باتریهای یونلیتیومی، بهویژه در تجهیزات الکترونیکی و خودروهای الکتریکی، نیاز به بازیابی منابع لیتیوم را دوچندان کرده است. با توجه به چالشهای زیستمحیطی و اقتصادی روشهای سنتی استخراج، فروشویی زیستی بهعنوان گزینهای سازگار با محیطزیست و مقرونبهصرفه مطرح شده است. روش تحقیق: این پژوهش بر پایه بررسی جامع منابع علمی و پژوهشهای انجامشده درباره استفاده از ریزاندامگانها در فروشویی زیستی لیتیوم استوار است. در این راستا، ابتدا به بررسی منابع و کاربردهای لیتیوم پرداخته شد. سپس مطالعات انجامشده بر فروشویی زیستی باتریهای یونلیتیومی و منابع جامد دیگر و سازوکار ریزاندامگانهای مرسوم مورد ارزیابی قرار گرفت. در انتها عوامل مختلفی نظیر شرایط محیطی، pH، دما، ترکیب محیط کشت، غلظت دوغاب و زمان فروشویی بر کارایی بازیابی فلز لیتیوم بررسی و اشارهای به روشهای نوین استفاده از هوش مصنوعی و زیستشناسی سامانهای و سنتزی شد. نتایج اصلی: نتایج نشان دادند فروشویی زیستی نهتنها منجر به بازیابی موفق لیتیوم از منابع جامد با کارایی بالا میشود، بلکه بهطور قابلتوجهی اثرات زیستمحیطی را کاهش میدهد. باتریهای یونلیتیومی میتوانند بهعنوان منبعی بسیار غنی و ارزشمند برای استخراج لیتیوم به کار گرفته شوند. استفاده از گونههای قارچی نظیر Aspergillus nigerو باکتریهایی نظیر Acidithiobacillus ferrooxidans می تواند نرخ بازیابی لیتیوم را تا 100% افزایش دهد. مطالعات نشان دادند استفاده از روشهای مختلف بهینهسازی سویه همچون زیستشناسی سنتزی و سامانهای و بهینهسازی شرایط کشت همچون استفاده از روشهای نوین هوش مصنوعی میتواند محدودیتهای استفاده از فروشویی زیستی در صنعت را برطرف کند. همینطور این مطالعه بر اهمیت فروشویی زیستی در ایجاد اقتصاد چرخشی تأکید داشته و چشماندازی روشن برای کاربرد صنعتی آن در بازیافت پایدار منابع لیتیوم ارائه میدهد.
چکیده موضوع تحقیق: این پژوهش به بررسی اثر نرمکنندههای پلیمری بر پایه پلی(بوتیلآکریلات) (PBA) بر عملکرد فیلمهای پلی(وینیلکلرید) (PVC) پرداخته است. هدف اصلی، سنتز و ارزیابی نرمکنندههای کوپلیمر شانهای PVC-g-PBA با زنجیرههای PBA با طولهای مختلف و بررسی تأثیر آنها بر ریزساختار، خواص مکانیکی و پایداری فیلمهای PVC بوده است. روش تحقیق: زنجیرههای PBA با درصدهای مولی مختلف (۴۰ تا ۸۰ درصد) از طریق پلیمریشدن رادیکالی کنترلشده به روش انتقال اتم (ATRP) به زنجیرههای PVC پیوند زده شدند. ریزساختار کوپلیمرهای سنتزشده با استفاده از طیفسنجی فروسرخ (FT-IR) و رزونانس مغناطیسی هسته پروتون (1H-NMR) تأیید شد. سپس، این کوپلیمرها بهعنوان نرمکننده (با درصد وزنی 22%) در ساخت فیلمهای PVC استفاده شدند. خواص مکانیکی (تنش تسلیم و کرنش شکست)، مورفولوژی (بهکمک آزمون پراش پرتو ایکس (WAXD)) ، پایداری نرمکننده در ماتریس PVC (آزمون استخراج) و رفتار حرارتی-دینامیکی (به کمک آزمون دینامیکی-مکانیکی حرارتی (DMTA)) مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج اصلی: افزایش درصد مولی PBA در کوپلیمرها منجر به کاهش تنش تسلیم از 53 به ۱۰ مگاپاسکال و افزایش چشمگیر کرنش شکست از 9 به %162 شد، که نشاندهنده بهبود انعطافپذیری فیلمهای PVC است. نتایج WAXD نشان داد که با افزایش درصد مولی PBA (تا %۶۳)، نظم زنجیرهها افزایش یافته، اما در درصدهای بالاتر (%۷۳)، بلورینگی کاهش مییابد که ناشی از ماهیت آمورف PBA است. آزمون استخراج، پایداری بالای نرمکنندههای سنتز شده در ماتریس PVC را پس از ۲۴ ساعت تأیید کرد. تحلیل DMTA نشاندهنده تغییر دمای انتقال شیشهای بین فازها با افزایش ترکیب درصد PBA بود. نرمکنندههای سنتزشده در مقایسه با نرمکننده متداول DOP، عملکرد مکانیکی بهتری داشته و بهعنوان جایگزینی مناسب با پایداری بالا در ماتریس PVC پیشنهاد شدند.
چکیده موضوع تحقیق:در این تحقیق، نانو ذرات هسته-پوسته عاملدارشده با گلوکزآمین سنتز شد. در ادامه با بهکارگیری روشهای مشخصهیابی، اطمینان از سنتز این نانو ذرات صورت پذیرفت و در نهایت نانو ذرات سنتزی برای اهداف جداسازی فلزات سنگین مورد استفاده قرار گرفت. بدین منظور، نانو ذرات هسته-پوسته مغناطیسی Fe3O4@SiO2 با بهکارگیری روشهای همرسوبی و اشتوبر سنتز شدند. در ادامه نانو ذرات هسته-پوسته با مولکولهای سیانوریککلرید و گلوکزآمین عاملدار شدند. نانو ذرات عاملدارشده با مولکولهای گلوکزآمین بهعنوان جاذبی مؤثر در حذف یونهای فلزی کادمیوم به روش استخراج فاز جامد از محلولهای آبی مورد استفاده قرار گرفتند. روش تحقیق:ویژگیهای مورفولوژی، اندازه ذرات، خصوصیات ساختاری و رفتار مغناطیسی نانو ذرات در طول مراحل سنتز، با استفاده از روشهای تصویربرداری شامل میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM)، میکروسکوپ الکترونی روبشی (FE-SEM)، توزیع اندازه ذرات (DLS)، پراش پرتو ایکس (XRD)، طیفسنجی فروسرخ تبدیل فوریه (FT-IR)، آزمون توزین حرارتی (TGA)، پراش انرژی پرتو ایکس (EDX) و مغناطیسسنج نمونه مرتعش (VSM) مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. سپس تأثیر پارامترهای مختلف از قبیل دوز جاذب، زمان تماس بر عملکرد جذبی و pH محلول بر میزان جذب مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت.نتایج اصلی:نتایج نشان میدهد که بیشینه ظرفیت جذب کادمیوم توسط جاذب (mg/g145) زمانی اتفاق میافتد که از 15 میلیگرم جاذب در 50 میلیلیتر محلول (غلظت اولیه mmol/L4/0) در مدت زمان 18 دقیقه و در 7=pH استفاده شود. علاوه بر این نانوجاذب سنتزی قابلیت بازیافت و استفاده مجدد در فرایندهای جذب-واجذب متوالی برای 6 مرتبه با استفاده از مگنت مغناطیسی بدون کاهش جدی در فعالیت را دارد. نانو ذرات هسته-پوسته عاملدارشده با گلوکزآمین با توجه به ظرفیت بالای جذب و همچنین قابلیت کاربرد در چرخههای جذب-واجذب متوالی بهعنوان روشی ایدهال برای اهداف تصفیه آب و پساب پیشنهاد میشود
چکیده موضوع تحقیق: امروزه در تولید الیاف مصنوعی برای ایجاد کاربردها و خواص متنوع، از شکل سطح مقطعهای عرضی مختلف رشتهساز استفاده میشود. در این پژوهش تأثیر شکل سطح مقطع عرضی نخ چندرشتهای بر خواص فیزیکی و موجی نخ ذوبریسی و تکسچره شده به روش تابمجازی اصطکاکی با شکل سطح مقطع عرضی دایروی و مستطیلی بررسی شده است. روش تحقیق: نخهای چندرشتهای نیمهآرایشیافته (POY)(Partially Oriented Yarns) توسط دستگاه ذوبریسی صنعتی و نخهای کشیده-تکسچره شده(Drawn Textured Yarns) (DTY) بهروش تابمجازی اصطکاکی توسط دستگاه تکسچرایزینگ صنعتی در شرایط یکسان تولید شدند. برای نخهای POY با دو سطح مقطع عرضی دایروی و مستطیلی، شکل مقطع عرضی نخها، چگالی خطی، جمعشدگی حرارتی، میزان بلورینگی و خواص کششی (استحکام، ازدیاد طول تا پارگی و مدول) مورد بررسی قرار گرفت. همچنین برای نخهای DTY علاوه بر آزمونهای مذکور، خواص موجی (جمعشدگی موج، مدول موج و پایداری موج)، مقدار جهندگی نخها و نسبت تنش بعد از تابدهنده به تنش قبل از تابدهندهی اصطکاکی (T2/T1) نیز بررسی شد. بهعلاوه، برای آگاهی از شرایط ساختاری الیاف آزمون پراش پرتوی ایکس برای نمونههای DTY انجام شد. نتایج اصلی: طبق نتایج مشخص شد اختلاف خواص کششی و جمعشدگی گرمایی نخهای POY برای هر دو سطح مقطع، با وجود معناداری آماری، کم است. درصورتیکه این اختلاف برای هر دو سطح مقطع دایروی و مستطیلی در نخهای DTY بیشتر است. در مقایسهی مقدار جهندگی نخهای DTY، نخ با سطح مقطع عرضی مستطیلی مقدار جهندگی بیشتری نسبت به سطح مقطع دایروی نشان داد. بهعلاوه، خواص موجی نخ DTY با سطح مقطع دایروی بهصورت مشهودی بهتر از سطح مقطع مستطیلی بود که میتوان علت آن را میزان بلورینگی کمتر نخ DTY با سطح مقطع دایروی نسبت به مستطیلی دانست.