نشریه پژوهش های کاربردی مهندسی شیمی - پلیمر یکی از نشریات انتشارات دانشگاه تربیت مدرس است که تحت مسئولیت علمی سردبیر و هیات تحریریه منتشر می شود. نشریه پژوهشهای کاربردی در مهندسی شیمی و پلیمر مدرس فصلنامهای است علمی- پژوهشی که با هدف گسترش دستاوردهای پژوهشی در توسعه صنایع شیمیایی ایران به چاپ مقالات کاربردی مرتبط مبادرت میورزد. به علاوه این نشریه بینرشتهای به منظور همافزایی در میان تخصصهای مختلف مهندسی شیمی مانند فرآیندهای مهندسی شیمی و پتروشیمی، صنایع شیمی معدنی، زیست فناوری، جداسازی، ترمودینامیک و بخصوص مهندسی پلیمر منتشر میشود. نکته قابل توجه در این نشریه، همکاری نزدیک بین دانشگاه تربیت مدرس، انجمن مهندسی شیمی و انجمن علوم و مهندسی پلیمر است که برای اولین بار در ایران سه شخصیت حقوقی علمی را گردهم آورده تا از تنوع تخصصها و توانایی های آنها در جهت کاربردی نمودن پژوهش در صنایع مرتبط بهره گیرد. علاوه بر مقالات پژوهشی- کاربردی، این نشریه از نامه به سردبیر و مقالات مروری نیز استقبال میکند.
اطلاعیه
مولفین گرامی با سلام، به اطلاع می رساند نشریه پژوهش های کاربردی مهندسی شیمی-پلیمر، مبلغ ۶۰۰۰۰۰۰ ریال (معادل ۶۰۰ هزار تومان) برای صدور پذیرش و چاپ مقالات هزینه دریافت میکند. پرداخت هزینه در سایت نشریه و به صورت خودکار از طریق اتصال به درگاه واریز (قبل از صدور پذیرش) انجام خواهد شد. خواهشمند است تصویر فیش واریزی را به ایمیل نشریه(e.dehghani@modares.ac.ir) ارسال فرمایید.
چکیده موضوع تحقیق: خطوط لوله انتقال نفت و گاز جزء شریانهای حیاتی انتقال انرژی به شمار میروند که در معرض تهدیدات متعددی قرار دارند. پدیدههای طبیعی نظیر زمینلرزه و سیلاب و نیز خطاهای انسانی مانند حفاریهای ناایمن و مشکلات عملیاتی، از مهمترین عوامل بروز نشتی و اختلال در عملکرد این خطوط انتقال هستند. از یک رشته خط لوله ۱۶ اینچ به طول 33 کیلومتر برای انتقال 75 هزار بشکه در روز نفت خام از مرکز جمعآوری میدان منصوری به ایستگاه پمپاژ بوستر اهواز استفاده میشود. در این مطالعه افت فشار خط لوله و میزان سیال رهاشده در محیطزیست در اثر رخداد نشتی با ابعاد مختلف از طریق شبیهسازی حالت گذار سیال محاسبه شده است. روش تحقیق: شبیهسازی حالت گذار جریان چندفازی به کمک شبیهساز OLGA انجام میشود. برای ساخت مدل اولیه، از دادههای عملیاتی و تجربی تولید استفاده شده است بهنحویکه در مدل هیدرولیکی اولیه ساختهشده برای خط لوله، با اصلاح عاملهایی نظیر زبری سطح داخلی لوله، گرانروی سیال و نسبت گاز به نفت (GOR)، مدل ساختهشده اعتبارسنجی شده تا کمترین انحراف را از شرایط عملیاتی داشته باشد. سپس از این مدل اعتبار سنجی شده برای پیشبینی میزان افت فشار و دبی نشت سیال بهره گرفته شده است. از نتایج مدلسازی انجامشده در این مطالعه میتوان در طراحی سامانههای تشخیص و هشداردهنده نشت از قبیل مدلهای حالت گذار مبتنی بر واقعیت (Real-Time Transient Models: RTTM)، استفاده کرد. نتایج اصلی: بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه، در صورت رخداد نشتی با قطرهای 1 سانتیمتر، 10 سانتیمتر و شکستگی کامل خط، نرخ افت فشار ابتدای خط 0.0001 bar/sec، 0.06-0.28 bar/sec و 0.25-5 bar/sec خواهد بود که این مقادیر در مدلهای RTTM نقش اساسی در زمان بسته شدن خودکار خط را خواهند داشت.
چکیده چکیده موضوع تحقیق: فروشویی زیستی لیتیوم بهعنوان رویکردی نوآورانه و پایدار برای استخراج این فلز ارزشمند از منابع جامد، شامل کانیهای معدنی، باتریهای مستعمل یونلیتیومی و سایر پسماندهای الکترونیکی، مورد توجه قرار گرفته است. افزایش تقاضای جهانی برای باتریهای یونلیتیومی، بهویژه در تجهیزات الکترونیکی و خودروهای الکتریکی، نیاز به بازیابی منابع لیتیوم را دوچندان کرده است. با توجه به چالشهای زیستمحیطی و اقتصادی روشهای سنتی استخراج، فروشویی زیستی بهعنوان گزینهای سازگار با محیطزیست و مقرونبهصرفه مطرح شده است. روش تحقیق: این پژوهش بر پایه بررسی جامع منابع علمی و پژوهشهای انجامشده درباره استفاده از ریزاندامگانها در فروشویی زیستی لیتیوم استوار است. در این راستا، ابتدا به بررسی منابع و کاربردهای لیتیوم پرداخته شد. سپس مطالعات انجامشده بر فروشویی زیستی باتریهای یونلیتیومی و منابع جامد دیگر و سازوکار ریزاندامگانهای مرسوم مورد ارزیابی قرار گرفت. در انتها عوامل مختلفی نظیر شرایط محیطی، pH، دما، ترکیب محیط کشت، غلظت دوغاب و زمان فروشویی بر کارایی بازیابی فلز لیتیوم بررسی و اشارهای به روشهای نوین استفاده از هوش مصنوعی و زیستشناسی سامانهای و سنتزی شد. نتایج اصلی: نتایج نشان دادند فروشویی زیستی نهتنها منجر به بازیابی موفق لیتیوم از منابع جامد با کارایی بالا میشود، بلکه بهطور قابلتوجهی اثرات زیستمحیطی را کاهش میدهد. باتریهای یونلیتیومی میتوانند بهعنوان منبعی بسیار غنی و ارزشمند برای استخراج لیتیوم به کار گرفته شوند. استفاده از گونههای قارچی نظیر Aspergillus nigerو باکتریهایی نظیر Acidithiobacillus ferrooxidans می تواند نرخ بازیابی لیتیوم را تا 100% افزایش دهد. مطالعات نشان دادند استفاده از روشهای مختلف بهینهسازی سویه همچون زیستشناسی سنتزی و سامانهای و بهینهسازی شرایط کشت همچون استفاده از روشهای نوین هوش مصنوعی میتواند محدودیتهای استفاده از فروشویی زیستی در صنعت را برطرف کند. همینطور این مطالعه بر اهمیت فروشویی زیستی در ایجاد اقتصاد چرخشی تأکید داشته و چشماندازی روشن برای کاربرد صنعتی آن در بازیافت پایدار منابع لیتیوم ارائه میدهد.
چکیده موضوع تحقیق: این پژوهش به بررسی اثر نرمکنندههای پلیمری بر پایه پلی(بوتیلآکریلات) (PBA) بر عملکرد فیلمهای پلی(وینیلکلرید) (PVC) پرداخته است. هدف اصلی، سنتز و ارزیابی نرمکنندههای کوپلیمر شانهای PVC-g-PBA با زنجیرههای PBA با طولهای مختلف و بررسی تأثیر آنها بر ریزساختار، خواص مکانیکی و پایداری فیلمهای PVC بوده است. روش تحقیق: زنجیرههای PBA با درصدهای مولی مختلف (۴۰ تا ۸۰ درصد) از طریق پلیمریشدن رادیکالی کنترلشده به روش انتقال اتم (ATRP) به زنجیرههای PVC پیوند زده شدند. ریزساختار کوپلیمرهای سنتزشده با استفاده از طیفسنجی فروسرخ (FT-IR) و رزونانس مغناطیسی هسته پروتون (1H-NMR) تأیید شد. سپس، این کوپلیمرها بهعنوان نرمکننده (با درصد وزنی 22%) در ساخت فیلمهای PVC استفاده شدند. خواص مکانیکی (تنش تسلیم و کرنش شکست)، مورفولوژی (بهکمک آزمون پراش پرتو ایکس (WAXD)) ، پایداری نرمکننده در ماتریس PVC (آزمون استخراج) و رفتار حرارتی-دینامیکی (به کمک آزمون دینامیکی-مکانیکی حرارتی (DMTA)) مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج اصلی: افزایش درصد مولی PBA در کوپلیمرها منجر به کاهش تنش تسلیم از 53 به ۱۰ مگاپاسکال و افزایش چشمگیر کرنش شکست از 9 به %162 شد، که نشاندهنده بهبود انعطافپذیری فیلمهای PVC است. نتایج WAXD نشان داد که با افزایش درصد مولی PBA (تا %۶۳)، نظم زنجیرهها افزایش یافته، اما در درصدهای بالاتر (%۷۳)، بلورینگی کاهش مییابد که ناشی از ماهیت آمورف PBA است. آزمون استخراج، پایداری بالای نرمکنندههای سنتز شده در ماتریس PVC را پس از ۲۴ ساعت تأیید کرد. تحلیل DMTA نشاندهنده تغییر دمای انتقال شیشهای بین فازها با افزایش ترکیب درصد PBA بود. نرمکنندههای سنتزشده در مقایسه با نرمکننده متداول DOP، عملکرد مکانیکی بهتری داشته و بهعنوان جایگزینی مناسب با پایداری بالا در ماتریس PVC پیشنهاد شدند.
چکیده موضوع تحقیق:در این تحقیق، نانو ذرات هسته-پوسته عاملدارشده با گلوکزآمین سنتز شد. در ادامه با بهکارگیری روشهای مشخصهیابی، اطمینان از سنتز این نانو ذرات صورت پذیرفت و در نهایت نانو ذرات سنتزی برای اهداف جداسازی فلزات سنگین مورد استفاده قرار گرفت. بدین منظور، نانو ذرات هسته-پوسته مغناطیسی Fe3O4@SiO2 با بهکارگیری روشهای همرسوبی و اشتوبر سنتز شدند. در ادامه نانو ذرات هسته-پوسته با مولکولهای سیانوریککلرید و گلوکزآمین عاملدار شدند. نانو ذرات عاملدارشده با مولکولهای گلوکزآمین بهعنوان جاذبی مؤثر در حذف یونهای فلزی کادمیوم به روش استخراج فاز جامد از محلولهای آبی مورد استفاده قرار گرفتند. روش تحقیق:ویژگیهای مورفولوژی، اندازه ذرات، خصوصیات ساختاری و رفتار مغناطیسی نانو ذرات در طول مراحل سنتز، با استفاده از روشهای تصویربرداری شامل میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM)، میکروسکوپ الکترونی روبشی (FE-SEM)، توزیع اندازه ذرات (DLS)، پراش پرتو ایکس (XRD)، طیفسنجی فروسرخ تبدیل فوریه (FT-IR)، آزمون توزین حرارتی (TGA)، پراش انرژی پرتو ایکس (EDX) و مغناطیسسنج نمونه مرتعش (VSM) مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. سپس تأثیر پارامترهای مختلف از قبیل دوز جاذب، زمان تماس بر عملکرد جذبی و pH محلول بر میزان جذب مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت.نتایج اصلی:نتایج نشان میدهد که بیشینه ظرفیت جذب کادمیوم توسط جاذب (mg/g145) زمانی اتفاق میافتد که از 15 میلیگرم جاذب در 50 میلیلیتر محلول (غلظت اولیه mmol/L4/0) در مدت زمان 18 دقیقه و در 7=pH استفاده شود. علاوه بر این نانوجاذب سنتزی قابلیت بازیافت و استفاده مجدد در فرایندهای جذب-واجذب متوالی برای 6 مرتبه با استفاده از مگنت مغناطیسی بدون کاهش جدی در فعالیت را دارد. نانو ذرات هسته-پوسته عاملدارشده با گلوکزآمین با توجه به ظرفیت بالای جذب و همچنین قابلیت کاربرد در چرخههای جذب-واجذب متوالی بهعنوان روشی ایدهال برای اهداف تصفیه آب و پساب پیشنهاد میشود
چکیده موضوع تحقیق: امروزه در تولید الیاف مصنوعی برای ایجاد کاربردها و خواص متنوع، از شکل سطح مقطعهای عرضی مختلف رشتهساز استفاده میشود. در این پژوهش تأثیر شکل سطح مقطع عرضی نخ چندرشتهای بر خواص فیزیکی و موجی نخ ذوبریسی و تکسچره شده به روش تابمجازی اصطکاکی با شکل سطح مقطع عرضی دایروی و مستطیلی بررسی شده است. روش تحقیق: نخهای چندرشتهای نیمهآرایشیافته (POY)(Partially Oriented Yarns) توسط دستگاه ذوبریسی صنعتی و نخهای کشیده-تکسچره شده(Drawn Textured Yarns) (DTY) بهروش تابمجازی اصطکاکی توسط دستگاه تکسچرایزینگ صنعتی در شرایط یکسان تولید شدند. برای نخهای POY با دو سطح مقطع عرضی دایروی و مستطیلی، شکل مقطع عرضی نخها، چگالی خطی، جمعشدگی حرارتی، میزان بلورینگی و خواص کششی (استحکام، ازدیاد طول تا پارگی و مدول) مورد بررسی قرار گرفت. همچنین برای نخهای DTY علاوه بر آزمونهای مذکور، خواص موجی (جمعشدگی موج، مدول موج و پایداری موج)، مقدار جهندگی نخها و نسبت تنش بعد از تابدهنده به تنش قبل از تابدهندهی اصطکاکی (T2/T1) نیز بررسی شد. بهعلاوه، برای آگاهی از شرایط ساختاری الیاف آزمون پراش پرتوی ایکس برای نمونههای DTY انجام شد. نتایج اصلی: طبق نتایج مشخص شد اختلاف خواص کششی و جمعشدگی گرمایی نخهای POY برای هر دو سطح مقطع، با وجود معناداری آماری، کم است. درصورتیکه این اختلاف برای هر دو سطح مقطع دایروی و مستطیلی در نخهای DTY بیشتر است. در مقایسهی مقدار جهندگی نخهای DTY، نخ با سطح مقطع عرضی مستطیلی مقدار جهندگی بیشتری نسبت به سطح مقطع دایروی نشان داد. بهعلاوه، خواص موجی نخ DTY با سطح مقطع دایروی بهصورت مشهودی بهتر از سطح مقطع مستطیلی بود که میتوان علت آن را میزان بلورینگی کمتر نخ DTY با سطح مقطع دایروی نسبت به مستطیلی دانست.
چکیده موضوع تحقیق: تصفیه پسابهای نفتی برای جلوگیری از آسیبهای زیستمحیطی و رعایت مقررات ضروری است. فرایندهای غشایی بهدلیل کارایی، مصرف کم انرژی و توانایی مدیریت موثر امولسیونهای پیچیده برای این کار ایدهآل هستند. روش تحقیق: در این تحقیق، هدف اصلی استفاده از فرایند جداسازی غشایی اولترافیلتراسیون برای تصفیه پسابهای حاوی ترکیبات نفتی (مانند گازوئیل) است. بدین منظور غشاهای آمیزهای پلیاترسولفون/پلیاترسولفون سولفونه (PES/SPES) با ترکیب درصدهای مختلف از SPES با روش جدایش فازی با استفاده از غیرحلال ساخته شد. تأثیر بارگذاری SPES بر مورفولوژی غشا، زبری سطح غشا، آبدوستی سطح، مقاومت مکانیکی، تخلخل و شار آب و پساب غشا با استفاده از آزمونهای میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، میکروسکوپ نیروی اتمی (AFM)، اندازهگیری زاویهی تماس آب، آزمون مقاومت مکانیکی و آزمونهای عملکردی فیلتراسیون بررسی شد. نتایج اصلی: مشاهده شد که افزودن SPES به PES و افزایش بارگذاری آن منجر به تشکیل درشتحفرهها در مقطع غشا، افزایش زبری سطحی، افزایش آبدوستی سطح، افزایش تخلخل، بهبود شار آب و پساب غشاها و افزایش نسبت بازیابی شار آب خالص شده است. با این حال، این مزایا با کاهش مقاومت مکانیکی و افزایش فشردگی غشا همراه بود. در میان غشاهای آمادهشده، غشای آمیزهای PES/SPES با نسبت وزنی 40/60 بهترین عملکرد را با دستیابی به شار پساب نهایی L/m2·h 78/34 در مقایسه غشای PES خالص با شار پساب نهایی L/m2·h 35/11 داشت. غشای آمیزهای PES/SPES با نسبت وزنی 60/40 بیشترین زبری سطحی، آبدوستی سطح و نسبت بازیابی شار را داشت. بهطورقابلتوجهی تمامی غشاهای ساختهشده در این تحقیق کارایی پسزنی بالای 99 درصد را برای امولسیون آب-گازوئیل داشتند که برای کاربردهای عملی و صنعتی قابل توجه است.