تعیین سینتیک جذب مونواتیلنگلیکول در نمونه پساب بهوسیله نانوجاذب مغناطیسی عاملدار
صفحه 1-8
ایمان خنشا
چکیده موضوع تحقیق: سنتز و تعیین خصوصیات نانوجاذب مغناطیسی عاملدار (کبالت- تریآمینوپروپیلتریاتوکسی سیلان- کیتوزان) ، بهینهسازی و مدلسازی شرایط جذب و تعیین سینتیک حذف مونواتیلنگلیکول از نمونه پساب
روش تحقیق: در این تحقیق بهمنظور حذف ماده آلاینده منواتیلنگلیکول (Mono Ethylen Glycol, MEG) از پساب، از نانوجاذب مغناطیسی عاملدار استفاده شده است. این جاذب از طریق اتصال کیتوزان بر روی سطح نانو ذره مغناطیسی فریت کبالت CoFe2O4 و از طریق حد واسط تری آمینو پروپیل تری اتوکسی سیلان (Aminopropyl Triethoxysilane, APTES) سنتز شد. کیتوزان بهدلیل داشتن گروههای عاملی آمینو و هیدروکسیل، توانایی بالایی در جذب آلایندههای آلی مانند منواتیلنگلیکول دارد. همچنین استفاده از کیتوزان باعث افزایش سطح تماس و درنتیجه افزایش ظرفیت جاذب میشود. خاصیت مغناطیسی فریتکبالت نیز منجر به جداسازی آسان جاذب از نمونه پساب با ایجاد میدان مغناطیسی خارجی میشود. خصوصیات جاذب سنتز شده، با روشهای طیفسنج فروسرخ تبدیل فوریه (Fourier Transform Infrared ,FTIR) آزمون مغناطیسسنج نمونه ارتعاشی ((Vibrating Sample Magnetometer, VSM، تحلیل وزنسنجی حرارتی (Thermogravimetric Analysis, TGA) و میکروسکوپ الکترونی روبشی(Scanning Electron Microscope, SEM) بررسی شد. همچنین شرایط بهینه جذب از جمله میزان pH، زمان اشباع شدن جاذب و بازیابی جاذب ازطریق چرخهی جذب و دفع تعیین گردید.
نتایج اصلی: مقدار pH بهینه جذب گلیکول از نمونه پساب توسط نانوجاذب مغناطیسی عاملدار برابر 6 و مدتزمان تماس برای تعادل ظاهری جاذب برابر 5 دقیقه تعیین شد که این زمان کوتاه جذب بیانگر در دسترس بودن مکانهای جاذب برای گلیکول است. همچنین تغییر ظرفیت جذب پس از 10 مرحله چرخه جذب و دفع، کمتر از 21 درصد به دست آمد که نشاندهنده قابلیت بازیابی بالای جاذب و صرفه اقتصادی آن است. دادههای سینتیک جذب توسط سه مدل سینتیکی شبه مرتبه اول(Pseudo-first-order)، شبه مرتبه دوم(Pseudo-second-order) و نفوذ بینمولکولی (Intra-particle Diffusion) بررسی شد. باتوجه به بالاتر بودن ضریب تصحیح (Correlation Coefficient) در مدل شبه مرتبه دوم (0.9951 =R2) میتوان پی برد که جذب گلیکول بر روی جاذب سنتزشده با این مدل بیشترین انطباق را دارد.
