بررسی عملکرد غشای مایع پشتیبانیشده پبکس/ حلالهای یوتکتیک عمیق در جداسازی گاز دیاکسیدکربن
دوره 8، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 13-23
ابوالفضل قوامی؛ رضا عابدینی
چکیده چکیده
موضوع تحقیق:
استفاده از حلالهای یوتکتیک عمیق (DES) برای بهبود عملکرد غشاهای پلیمری در جداسازی گاز CO2مورد توجه قرار گرفته است. غشاهایی که با استفاده از DES اصلاح میشوند، بهعنوان غشاهای مایع پشتیبانیشده (SLM) شناخته میشوند.
روش تحقیق:
در این پژوهش، حلالهای دوجزئی کولینکلرید/ اوره و سهجزئی کولینکلرید/ اوره/ DBU بهعنوان DES برای بهبود کارایی غشای پلی(اتر-قطعه-آمید) (Pebax-1657) در جداسازی گاز CO2 از CH4 و N2استفاده شده است. غشاها به روش تبخیر حلال ساخته شده، با روشهای مختلف مورد ارزیابی قرار گرفتند.
نتایج اصلی:
نتایج آزمون گاز تراوایی در فشار 2 بار و دمای °C 30 نشان داد که تراوائی گاز CO2 از barrer3/77 در غشای خالص به barrer4/96 در غشای حاوی 10% DES دوجزئی و barrer 7/101 در غشای حاوی 10% DES-DBU سهجزئی افزایش یافته است. گزینشپذیریهای CO2/N2 و CO2/CH4 بهترتیب از 20/32 و 36/11 در غشای خالص به 56/38 و 77/13 در غشای 10% DES دوجزئی و 68/40 و 32/14 در غشای %10 DES سهجزئی بهبود یافت. با افزایش فشار خوراک عملکرد غشاها ارتقا یافت؛ بهطوریکه در فشار 10 بار در غشای 10% DES سهجزئی تراوئی CO2 به barrer 8/162و گزینشپذیری CO2/N2 و CO2/CH4 به 13/56 و60/20 افزایش یافته است. با توجه به اینکه غشای DES سهجزئی عملکرد بهتری داشته است، در نهایت درصدهای وزنی مختلفی از DES-DBU در غشای Pebax مورد استفاده قرار گرفت. نتایج بهدستآمده نشان داد که غشای حاوی ۲۰ درصد وزنی DES سهجزئی، بهترین عملکرد را در مقایسه با سایر غشاها داشته است. این غشا در فشار ۲ بار و دمای °C 30، تراوایی گاز CO2را به barrer8/138 و گزینشپذیریCO2/N2 و CO2/N2 را بهترتیب به ۴۶/51 و 80/18 افزایش داده است. با افزایش فشار به ۱۰ بار، تراوایی CO2 به مقدار barrer 5/212 و گزینشپذیری گازهای CO2/N2 و CO2/CH4بهترتیب به ۶۶/۴۰ و ۲۵/۶۰ ارتقا یافت که در نهایت این غشا در مقایسه با سایر مطالعات انجامشده موفق به عبور از حد رابسون شده است که نشاندهنده پتانسیل بالای این غشا در کاربردهای مرتبط با جداسازی گاز CO2 است.
بررسی غشای کامپوزیتی با لایه گزینشپذیر نانومتری کیتوسان-اسید گالیک در جداسازی دی اکسید کربن
دوره 7، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 47-61
رقیه خزائی؛ رضا عابدینی
چکیده موضوع تحقیق: نفوذپذیری و گزینشپذیری بالا دو عامل مهم غشاهای جداسازی گاز به شمار میروند. برای دستیابی به چنین پارامترهایی غشاهای جداسازی گاز را میتوان از لحاظ نوع پلیمر استفاده شده، نسبت مواد و ساختار اصلاح کرد. به همین منظور، در این پژوهش به بهبود عملکرد غشاهای لایه نازک کامپوزیتی (TFC) کیتوسان- اسید گالیک/پلیسولفون در جداسازی گاز CO2 پرداخته شده است.
روش تحقیق: برای تهیه غشاهای TFC کیتوسان-اسید گالیک /پلیسولفون، لایه ای نازک در مقیاس نانومتری از کیتوسان-اسید گالیک روی لایه پشتیبان پلی سولفون (PSF) تشکیل شد. سپس، غشاهای لایه نازک کامپوزیتی کیتوسان-اسید گالیک با نسبت های جرمی مختلف (کیتوسان : اسید گالیک برابر با 1:1، 2:1 و1:2) ساخته شدند. از روشهای مختلفی نظیر تبدیل فوریه فروسرخ (FTIR)، میکروسکوپی الکترونی پویشی گسیل میدانی (FESEM) و طیف سنجی فوتوالکترونی پرتوی ایکس (XPS) به همراه آزمون گاز تراوایی برای جداسازیهای CO2/CH4 و CO2/N2 برای بررسی ساختار و عملکرد غشاهای TFC بهره گرفته شد.
نتایج اصلی: بررسی ساختار شیمیایی غشاهای سنتز شده نشان دهنده ی تشکیل موفقیت آمیز زنجیره های کیتوسان-اسید گالیک در سطح PSF بود. تصاویر میکروسکوپی غشاهای سنتز شده نشان داد که لایه نازک متراکمی از کیتوسان-اسید گالیک به صورت یکنواخت بر روی لایهی پشتیبان PSF تشکیل شد. حداکثر جداسازی CO2 با نسبت جرمی (1:2) کیتوسان-اسیدگالیک بدست آمد. افزایش کسر جرمی اسید گالیک در لایهی انتخابپذیر غشای لایه نازک کامپوزیتی (1:2) منجر به افزایش نفوذپذیری CO2 نسبت به دو غشای لایه نازک کامپوزیتی (1:1) و (2:1) از 2/347 و 4/294 به GPU 1/411 شد. علاوه بر این، تراوایی هر یک از گازهای CH4 و N2 از طریق غشای لایه نازک کامپوزیتی (1:2) به ترتیب 6/24 و GPU 2/19 به دست آمد. همچنین، محاسبات گزینش پذیری گازها حاکی از افزایش گزینش پذیری CO2/CH4 و CO2/N2 از 84/13 و 165/17 در غشای لایه نازک کامپوزیتی (1:1) و 68/9 و 96/12 در غشا لایه نازک کامپوزیتی (2:1) به 71/16 و 41/21 در غشا لایه نازک کامپوزیتی (1:2) بوده است. نتایج حاصل نشان داد که عملکرد غشای لایه نازک کیتوسان_اسید گالیک که برای نخستین بار در جداسازی CO2 مورد استفاده قرار گرفت، قابل قبول بوده است.
بررسی عملکرد غشای آمیخته پبکس/ پلی(وینیل الکل) در جداسازی دی اکسیدکربن از نیتروژن
دوره 3، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 57-71
مینا خیرطلب؛ رضا عابدینی؛ محسن قربانی
چکیده تراوایی و انتخابپذیری دو عامل مهم در استفاده از غشاهای پلیمری در فرآیندهای جداسازی گاز هستند. لذا امروزه اصلاح و بهبود غشاها جهت افزایش این دو پارامتر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در این پژوهش به منظور بهبود عملکرد غشاهای پلیمری، به سنتز غشاهای مرکب دو جزیی متشکل از Pebax®1657 و PVA در جداسازی گاز CO2 پرداخته شد و اثرات ناشی از درصدهای وزنی متفاوت PVA در شبکه پلیمر Pebax بر ساختار، مورفولوژِی و خواص گاز تراوایی غشاهای حاصله مورد ارزیابی قرار گرفت. تغییر در پیوندهای شیمیایی، میزان بلورینگی و مورفولوژی سطح مقطع غشاها به ترتیب به وسیله طیف سنجی مادون قرمز(FTIR)، میکروسکوپ الکترونی پویشی گسیل میدانی(FESEM) و آزمون گرماسنجی روبشی تفاضلی(DSC) بررسی شد. نتایج آزمون حرارتی حاکی از افزایش بلورینگی و دمای انتقال شیشهای در ازای افزودن 5 الی 15 درصد وزنی PVA بوده است. اما با افزایش محتوی PVA به 20درصد وزنی، بلورینگی کاهش یافت. تصاویر میکروسکوپی برای غشا Pebax خالص یک سطح مقطع یکنواخت و عاری از هرگونه عیب و نقص را نشان داده است اما با افزودن PVA، شیارها و ساختارهای غارگونهای در سطح مقطع غشاهای مرکب مشاهده شد. عملکرد غشاها در جداسازی CO2/N2 غشاها با استفاده از سامانه حجم ثابت در دمای°C 30 و فشار خوراک 2، 6 وbar10 اندازهگیری شد. نتایج به دست آمده نشان داد که تراوایی CO2 در غشاهای مرکب با افزایش محتوی PVA در غشا Pebax بهبود یافت. به طوری که بهترین تراواییCO2 برابر با Barrer 204.64 بوده است که در فشار bar 10 و توسط غشای Pebax/PVA (20 wt.%) حاصل شد. علاوه بر این غشای مرکب حاوی 15 درصد وزنی PVA بیشترین گزینش پذیری CO2/N2 را با مقدار 100.21 و در فشار bar 10 و دمای °C30 نشان داد.
اثر چارچوب های فلزی- آلی MIL-53 بر عملکرد غشا شبکه ترکیبی Pebax/PEG در جداسازی CO2/CH4
دوره 3، شماره 3، زمستان 1398، صفحه 69-79
غلامرضا علیزاده؛ رضا عابدینی؛ احمد رحیم پور؛ مینا خیرطلب
چکیده در این مطالعه به بررسی غشاهای شبکه ترکیبی سه جزئی متشکل از Pebax®1657، PEG200 و چارچوب های MIL-53(Al) در جداسازی گاز CO2 پرداخته شد و اثرات ناشی از درصدهای وزنی متفاوت PEG-200 و MIL-53(Al) در شبکه پلیمر Pebax بر ساختار، تراوایی گاز و انتخابپذیری غشاها مورد بررسی قرار گرفت. جهت بررسی ساختاری، میزان بلورینگی و خواص حرارتی غشاهای ساخته شده، به ترتیب از میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، آزمون گرماسنجی روبشی تفاضلی (DSC) و آزمون گرماوزن سنجی (TGA) استفاده شد. همچنین آزمون طیف سنجی مادون قرمز (FTIR) جهت بررسی پیوندهای ایجاد شده در ساختار غشاها مورد استفاده قرار گرفت. در تصاویر میکروسکوپی، پخش مناسب ذرات در شبکه پلیمر و سطح یکپارچه غشاها قابل رویت بوده که نشان از ساختاری مناسب و تا حد امکان عاری از عیوب می باشد. نتایج آزمونهای حرارتی حاکی از افزایش بلورینگی و دمای گذر شیشهای در ازای افزودن ذرات MIL-53 بوده است. تراوایی گازهای خالص دیاکسید کربن و متان در دمای °C30 و در محدوده فشاری 2 تا bar 10در غشاهای Pebax خالص، Pebax/PEG و Pebax/PEG/MOF مورد اندازهگیری قرار گرفت. نتایج گازتراوایی نشان داد، در فشار bar 10، تراوایی گاز دیاکسید کربن از barrer 6/133 در غشای خالص به barrer 7/311 (به میزان 134%) در غشای حاوی 10 درصد وزنی MIL-53 افزایش یافت.
