مطالعه پایداری سوسپانسیونهای نانوذرات لاپونیت در محیطهای الکترولیتی
دوره 1، شماره 2، زمستان 1396، صفحه 25-37
جمال اعلایی، روشنک فروزانفر، مریم دهستانی، هوشنگ حمیدیان
چکیده چگونگی پراکندگی صفحات لایهای خاک رس در محیطهای آبی، ساختارهای متفاوتی را ایجاد کرده و بر خواص نهایی سوسپاسیون آبی آنها تاثیر میگذارد. از طرف دیگر، حضور الکترولیتهای مختلف در برخی از کاربردهای صنعتی، پایداری سوسپانسیونهای خاک رس را تحت تأثیر قرار میدهد. با توجه به کاربرد نانوذرات خاک رس در صنایع مختلف و اهمیت این موضوع، در این پژوهش تاثیر روش تهیه، غلظت نانوذرات، نوع و غلظت محیط الکترولیتی و گذشت زمان بر رفتار پایداری سوسپانسیونهای نانوذرات لاپونیت مطالعه شد. نتایج نشان داد که با تهیه سوسپانسیونها به روش غیر مستقیم، نمونه های پایدارتری بوجود میآید. مشاهده شد که با افزایش غلظت سدیم کلرید، دافعه بین صفحات خاک رس کاهش یافته و میزان جدایی فازی و ناپایداری سوسپانسیونها در غلظتهای زیاد این نمک، افزایش مییابد. علاوه بر این، دیده شد که با افزایش غلظت نانوذرات لاپونیت، در همه محیطهای الکترولیتی مورد مطالعه ساختار ژل مانند بوجود میآید. در حضور نمک دوظرفیتی کلسیم کلرید اکثر سوسپانسیونها دوفازی و ناپایدار بوده و افزایش غلظت این نمک تاثیر محسوسی بر میزان ناپایداری آنها نداشت. در محیطهای الکترولیتی حاوی نمکهای تک ظرفیتی و دوظرفیتی (مورد مطالعه در این پژوهش) غلظت کاتیون کلسیم تعیین کننده نوع رفتار سوسپانسیونهای نانوذرات لاپونیت از نظر پایداری بود.
مطالعه رفتار جذب سامانههای رقیق پلیمری بر پایه پلیاکریلآمید سولفونه در بهبود بازیافت نفت
دوره 1، شماره 1، پاییز 1396، صفحه 5-16
جمال اعلایی، احسان الوند، محمود همتی، ولی احمد سجادیان
چکیده جذب سامانههای پلیمری بر روی سنگ مخازن نفتی با تغییر ترشوندگی سطح، سبب بهبود بازیافت نفت و کاهش تولید آب ناخواسته میشود. در پژوهش حاضر، رفتار جذب سامانههای رقیق پلیمری بر پایه پلیاکریلآمید سولفونه بر روی سطح ذرات شیشه (به عنوان نمادی از سطح مخازن ماسه سنگی) و همچنین تأثیر این پدیده بر تغییر خواص سطحی این ذرات بررسی شد. نتایج آزمونهای انجام شده نشان داد که سامانههای شبکهای شده پلیاکریلآمید سولفونه رقیق، نسبت به محلول پلیاکریلآمید سولفونه، جذب کمتری بر روی سطح شیشه دارند. همچنین آزمونهای زاویه تماس نیز نشان داد که تأثیر سامانههای شبکهای شده بر تغییر خواص سطحی ذرات شیشه کمتر از محلول پلیاکریلآمید سولفونه است. علاوه بر این، مشخص شد که مدل همدمای جذب لانگمویر (Langmuir Isotherm) بهتر از مدل فرندلیش (Freundlich Isotherm) با دادههای آزمایشگاهی جذب سامانههای تهیه شده تطابق دارد. همچنین بررسی ترمودینامیک جذب نشان داد که جذب این سامانهها بر روی سطح شیشه فرایندی خودبهخودی و گرمازا است.
